أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
132
تجارب الأمم ( فارسى )
شد و به كرانهء باخترى كه هستهء آشوب در آن بود رفته مردم را سركوب كرده برخى را با تازيانه زد و دست برخى را كه سنگ مىانداختند ببريد . اين بار پيادگان « مصافى [ 1 ] » در دار السلطان از بالا رفتن نرخها به فرياد در آمدند . مقتدر دستور داد ، دكانها و انبارهاى حامد و بانو [ 2 ] و شاهزادگان فرزندان خليفه و كارمندان بزرگ را باز كنند و گندم را به بهائى پنج دينار كمتر در يك كر بفروشند . جو را نيز به همان نسبت ارزان كنند ، و از بازرگانان و غله فروشان بخواهند كه به همين نرخ * به فروش رسانند . هارون پسر غريب [ الخال ] با ابراهيم بن بطحاء محتسب [ 3 ] [ براى اجراى دستور ] سوار شدند . بهاى هر كر [ گندم ] متوسط پنجاه دينار تعيين و به دنكوبان اعلام شد ، مردم خرسند شده از قيمت گذارى بىنياز شدند . فرمانى از مقتدر براى حامد بن عباس درآمد كه براى فرونشاندن آشوب مردم از گرانى نرخها ، پيمان نامهء او را فسخ مىنمود . فرمانى ديگر نيز براى على بن عيسى آمد كه خودش كارگزارى سواد ، اهواز ، اصفهان را رهبرى و به كارگزاران خود واگذار كند ، و اينكه بخشنامهاى را براى همگان در خيابانها و بازارها و بر سر منبرها بخوانند كه پيمان نامهء حامد بن عباس لغو شد ، و از اين پس بستن هر گونه پيمان كارگزارى بر همهء سران و سرداران و غلامان وابسته ناروا خواهد بود ، حامد نيز براى كارگزاران خود نوشت كه كارها را به كارگزاران على بن عيسى بسپارند و باز گردند . بدين ترتيب حامد بن عباس شكست خورد .
--> [ = ] است كه جزو دبيران بوده و در خ 5 : 87 دبير دفتر داران و دادرسان و فرماندهان پليس بوده است و هر دو در خ 5 : 201 ياد شدهاند . [ ( 1 - ) ] M : مانند غلامان حجرى صفحهء پيش و پيادگان حجرى در خ 5 : 105 . ن . ك به پانوشت آن ص 92 . [ ( 2 - ) ] M . متن : لحامد و للسيدة و الامراء اولاد الخليفة . . . كه سيده بانو مادر مقتدر است كه در خ 5 : 171 يكى از پنج تن سردمداران كشور بشمار آمده است . [ ( 3 - ) ] ن . ك خ 5 : 340 پانوشت ص 291 .